"آسمان شب برای همه"
هر کجا هستم باشم ***آسمان مال من است
تنها باقی مانده کشف شده در روی ستاره ها حضور مؤثر سیارات را آشکار می کند و این باقی مانده, صدایی است شبیه به حرکت یک حشره بر روی شیشه اتومبیل.. ستاره شناس اروپای جنوبی Luca pasquini از این موضوع این نتیجه را برداشت می کند که سطح ستاره های مادر آغشته به فلز است. آیاکسی هست که پیشنهاد دیگری داشته باشد ؟ از زمانی که اندیشمندان به پژوهش درباره ی سیارات بیرونی همت گماشتند و یا از زمانی که به بررسی ستاره های دور پرداخته اند بخصوص در دهه گذشته متوجه این موضوع شده اند که سیاره هایی که اغلب نزدیک به گروههای ستاره ای هستند از آهن ,غنی می باشند و نيز آنها می دانند که ستاره های میزبان این سیارات, ازفلزات بهره ای متناسب برده اند و این نقطه قرین و مقابل تفکر جهانی است و این همان باقی مانده اثر سیارات است اگر بر این باور باشیم که اینها باقی مانده فلزات سیاره ها هستند پس باید این فلزات را در آخرین لایه ی ستاره ها دریافت کنیم در صورتی که اگر این فلزات جزء ذاتی ستاره باشد می توانیم فلزات را در مرکز هسته نیز بیابیم خوشبختانه تنها چراغ امید ستاره شناسان این است که آنها فقط می توانند لایه های بیرونی ستارگان را مشاهده کنند و اطلاعات بدست آمده تنها در همین حیطه حرکت می کند و این بدان معنا نیست که این تنها راه مستقیم رسیدن به همتای موجود در قلب ستاره است. در عوض دانشمندان با دیدن بخشهای داخلی ستاره حتی آنهایی که خیلی خیلی دورتر از خورشید به ما هستند ,اجزای داخلی با سطح ستاره چنان آغشته و در هم فرو رفته است که ستاره شناسان را از آنالیز و بررسی جزء به جزء آن بی بهره گذاشته است. بخصوص اینکه اخیرا محققان توجه بیشتری نسبت به غول سرخها نشان داده اند اغلب این ستاره ها حالت پف کرده داشته و بزرگتر هم خواهند شد . در مقایسه با ستاره هایی که شباهت بیشتری به خورشید دارند این غول سرخها منطقه گرماده و قلمرو گرمازایی بیشتری دارد و یا حتی از نظر مقایسه با مکان هایی که گاز در آنها به صورت مخلوط نگاه داشته می شود این غول سرخ ها برنده ي بازی با خورشید هستند. قلمرو فعالیت خورشید %2 از جرم حجمی ستاره را در بر دارد در حالی که یک غول سرخ در قلمرو فعالیتش 35 بار بیشتر از جرم حجمی خورشید را از آن خود کرده است پس از بررسی 14 غول سرخ Luca pasquini و همکارانش در یافتند که غول سرخ در همراهی با ستاره ها و سیارات و حتی همراهی با خورشید از هیچ فلزی غنی نشده است و این نشان می دهد که قاعده این مورد از موارد دیگر استثناء است با توضیحی بسیار ساده از آنچه که شاهد آن در رصد ستارگان حامل فلز بوده ایم ضرورت حضور در برابر سیارات حامل فلز اثبات شده است که این نتیجه همراه با موارد دیگر در علم نجوم و اخترفیزیک مفصلأ به آن پرداخته شده است از ستاره شناسان آلمانی اظهار می دارد که این اجرام و آثار باقی مانده از آن می تواند ازسیاره های هم جوار و یا حتی سیارک های بسیار کوچک نشعت گرفته شده باشد, و همچنین pasquini اعتقاد دارد که این موضوع نتایجی بحث انگیز و واقعی را در بر دارد که به افزایش نظریه ها دامن خواهد زد سلام بچه ها در سال 1960 يك گروه 20 نفره پس از معاينات بسيار از ميان خلبانان زبده شوروي براي سفر به فضا انتخاب شدند . از ميان اين گروه 13 تن بعدها به فضا راه يافتند و مردم دنيا با نام آنان آشنا شدند اما 7 نفر باقيمانده سالها در پرده ابهام باقي ماندند. از ميان اين 7 تن يكي از همه بدشانستر بود و سرنوشت بسيار تلخي داشت. در يك شبانگاه مسكو "گريگوري نليوبف" و دو تن از دوستان فضانوردش به نامهاي "مارس رافيكف" و "ايوان آنيكيف" كه مخفيانه دمي به خمره زده بودند در يك حادثه با پليس درگير شدند. هر سه مست بودند و نليوبف پليس را مضروب كرد. پس از آن كه مقامات امنيتي دخالت و آنان را از زندان آزاد كردند. نليوبف جزو سه نفر اولي بود كه بايد به فضا سفر مي كرد و بر اساس طبقه بندي آن زمان عضو عليالبدل گاگارين براي اولين سفر به فضا محسوب ميشد. "سرگئي كاراليف" سرپرست وقت كيهاننوردي شوروي از اين فضانورد خواست كه براي عذرخواهي با پليس مضروب ملاقات كند. نليوبف كه نسبت به جايگاه خود اطمينان داشت حاضر به اين كار نشد و در نهايت كاراليف به او دو راه پيشنهاد كرد: عذر خواهي يا اخراج از گروه كيهان نوردان. نليوبف زير بار عذرخواهي نرفت و از گروه استعفا داد. دو همكارش كه در جريان شركت داشتند تهديد كردند كه اگر او از جمع فضانوردان اخراج شود آنان نيز گروه را ترك خواهند كرد. كاراليف دستور اخراج هر سه نفر را صادر نمود.
عكس نليوبف به طور كلي از تصوير سمت راست حذف شده است به اين ترتيب اين سه تن گروه را ترك كردند و چهرههاي آنان نيز از عكسها حذف شد ! نليوبف سخت سرخورده شده بود و شروع به تمرد در كار كرد. سرانجام در اثر كارشكنيهاي بسيار، او را به يك پادگان نظامي در خاور دور شوروي اعزام و در حقيقت تبعيد كردند. اين موضوع براي نليوبف كه روزي در آستانه رسيدن به شهرت جهاني بود، سخت گران آمد و اثر نامطلوبي بر وي گذاشت تا آنجا كه به يك دائمالخمر تبديل شد. بالاخره يك روز در حالي كه به شدت مست بود ماشينش در منطقهاي ممنوعه از راهآهن متوقف شد (و شايد متوقف كرد) و بر اثر تصادف با قطار ار بين رفت. مسئولان وقت اتحاد جماهير شوروي كه به كيهاننوردي همچون ابزار تبليغاتي مؤثري نگاه ميكردند، حضور نام فردي همچون نليوبف را در ليست پرافتخار پيشتازان سفر به فضا تحمل نكرده و هرگونه اثري از وي را در فعاليتهاي فضايي اين كشور پاك كردند. امروز بر روي سنگ قبر نليوبف هيچ اثري از افتخارات گذشته وي به چشم نميخورد و به اين ترتيب كسي كه ميرفت تا نامش بعد از گاگارين و تيتف با افتخار در تاريخ فضانوردي ثبت شود به دليل غرور بيجا خوب حالا که این مطلبو خوندید نظر بدید تا بعد

این پست در مورد فضانوردیه که غرورش اون رو از بین برد.![]()

بكلي حذف شد. سالها بعد عكسهاي سانسور نشده او منتشر گرديد و مشخص شد كه چگونه او را حتي در عكسها هم حذف كرده بودند.![]()
![]()
| Design By : isfastro-clob |

